تبليغاتX
چند کیلو امیدواری

 


هر اعتقادی که ما را فقیر و بیچاره نگه می دارد باید دور انداخته شود.


اگر باورها و اعتقادات شما کمکی به شما نمی کند آنها را کنار بگذارید. اعتراف به اشتباه بودن باورها کافی نیست. وجود این باورها مایه ی دردورنج است.برای شروع کار نسبت به باورهایی که در آنها از لفظ "باید" استفاده می شود هشیار باشید:


مردم باید محبتها را پاسخ دهند.


مردم باید مرا ستایش کنند! اگر کار خوبی از من سر می زند خانواده ام باید از من قدردانی کنند.


مردم باید ملاحظه ی بیشتری داشته باشند!


مردم باید حق شناس باشند!


شاید به نظر برسد که این فهرست"بایدها" یکسری توقعات منطقی هستند. اما اگر این باورها را نداشته باشیم چه میشود؟ اگر مردم مطابق توقعات ما رفتار نکنند چه اتفاقی می افتد؟ وقتی این باید ها را برای دیگران قائل میشویم ولی آنها اعتنایی به توقعات ما نمی کنند احساس می کنیم که مورد بی احترامی و ناسپاسی قرار گرفته ایم اما وقتی که این"بایدها" را فراموش می کنیم صرف نظر از نوع رفتارهای دیگران می توانیم همیشه شادوخوشبخت زندگی کنیم.


اعتقاد به بایدها هیچ کمکی به ما نمی کند زیرا دنیای واقعیتها، "باید" را نمی شناسد. باید و نبایدی وجود ندارد. همه چیز، همین هست که هست. وقتی از واقعیت انتقاد می کنیم همیشه بازنده می شویم.


 


منبع: کتاب آخرین راز شاد زیستن/ نوشته: اندرو متیوس

نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 |

خـــود را بــاور کـنــیــد


همه روانشناسان می گویند که ما باید به خود ایمان بیاوریم و این کاملا منطقی است. اما قبل از انکه به خود ایمان بیاوریم باید حرفهای خود را باور کنیم.
وقتی صحبت از قول و تعهد به میان میاید بسیاری از انسان ها ضعیف و بی اراده می شوند. می گویند که فلان کار را انجام خواهند داد ولی نمی دهند. قول می دهند که کمکتان کنند اما به ماهیگیری می روند. تعهد می کنند که قرضهایشان را بپردازند اما سر از خارج در می آورند و آن وقت تعجب می کنند که چرا زندگی شان کارآیی لازم ندارد.


فقط تعهداتی را بپذیرید که از عهده انجام آن ها بر می آیید. اگر لازم است کمتر قول بدهید و کمتر تعهد کنید اما اگر چنین کردید به تعهدات خود پایبند بمانید. بتدریج قول شما، قانونتان خواهد شد و آن وقت است که واقعا به خود ایمان خواهید آورد.


از کتاب: آخرین راز شاد زیستن

نوشته شده توسط فاطیما در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 |
 


بسیاری از مردم نمی دانند که چه می خواهند
و تازه غمگین و افسرده اند که چرا آن چیزی را که خود نمی دانند چیست، بدست نیاورده اند.
اگر دقیقا نمی دانید که چه می خواهید نزدیکترین نقطه به آن هدف را بیابید و حرکت را از آنجا آغاز کنید.

نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 |
 



هرچه شما بهتر می شوید، بازی هم بزرگتر می شود


وقتی در یک بازی کوچک پیروز می شویم نوبت به بازی بزرگتر و بازی های بزرگتر می رسد.مدرسه را از کلاس اول آغاز می کنیم بعد به کلاس دوم می رویم و……


سیستم موثر و مفیدی است و اصل، این است:" هرچه شما بهتر می شوید بازی هم بزرگتر می شود." اما افسوس که این قانون را نیز در میانه راه گم می کنیم.مثلا فرانک برای بازپرداخت اقساط ماشینش به زحمت افتاده است. پس انداز او از بیست سال کار مداوم، دقیقا هشتادوهفت سنت است و او می گوید:" اگر یک میلیون دلار داشتم می دانستم که چگونه از آن مراقبت کنم!" اشتباه است! ماموریت اول تو این است که پس انداز کردن ده دلار را یادبگیری. بعد نوبت صدها و هزارها می رسد…… و به همین ترتیب باید به جلو بروی تا به میلیون برسی.


جیم، مدیر یک دفتر کوچک است او تنها یک کارمند دارد و نزدیک است که او را هم اخراج کند! جیم می گوید:" اگر نتوانی با یک تیم دو نفره راه به جایی ببری با یک گروه دوازده نفری هم موفق نخواهی شد.


زندگی، یک پیشرفت تدریجی است. سوالی که همیشه مطرح است این است:" با آن چیزی که در اختیار داری،چه می کنی؟" و تا وقتی جواب این باشد که کار زیادی نمی کنم، امیدی به بهبود نمی رود.


خلاصه کلام


جهان به تلاش پا می دهد، نه به بهانه.


ادامه دارد………..


 


منبع: کتاب آخرین راز شاد زیستن / نوشته اندرو متیوس


 


پینوشت:
سلام. حتما بازم قسمت های خوب کتاب رو براتون می زارم.


راستی اگر دوست دارید در مورد موضوع خاصی مقاله روانشناسی بزارم تو وبلاگم در قسمت نظرات بهم بگین. ممنون. تا بعد……



 


 

نوشته شده توسط فاطیما در جمعه یازدهم آبان 1386 |
 


هر مسئله ای به مسئله دیگر می انجامد


سابقا هرگاه که زندگی در نظرم کسالت بار می آمد به آدم های شاد و سرخوش نگاه می کردم و با تعجب از خود می پرسیدم:" زندگی این آدمها چگونه تا به این حد، شیرین شده است،" بعدها متوجه شدم که همه ی این آدمها در مقطعی از زندگی خود، گام اول را برای شاد زیستن برداشته اند، و همان گام اول مقدمه ی قدمهای بعدی شده است. بعضی وقت ها اشتباه بزرگ ما"سختگیر بودن" ماست.شغلی به ما پیشنهاد می شود آن را ردّ می کنیم و دلیل می آوریم:" این دقیقا شغل دلخواه من نیست."اما اگر شغل مناسب تری موجود نباشد منطقی تر این است که همین شغل را بپذیریم، در آن مهارت پیدا کنیم و شاهد باشیم که از این پله به پله های بالاتر صعود می کنیم. اگر پیشنهاد بزرگی وجود ندارد از پیشنهادهای کوچکتر شروع کنید. دل به دریا بزنید.


جان مک کورماک ماجرای کار پیدا کردن دوستی به نام نیک را در آمریکا اینگونه تعریف می کرد: نیک یک مهاجر بود، هیچپولی نداشت و زبان انگلیسی هم نمی دانست. او داوطلب شغل ظرف شویی در یک رستوران ایتالیایی شد. قبل از انجام مصاحبه ی استخدامی، نیک به توالت رستوران رفت و انجا را حسابی برق انداخت. موقع مصاحبه که رسید رویس رستوران هاج و واج مانده بود که جریان شستن توالت چیست؟ در واقه نیک که زبان انگلیسی نمی دانست با این کار خود این جمله را ادا کرده بود "من در کار شستن ظرف، جدی هستم."


نیک استخدام شد یک هفته بعد مسئول تهیه سالاد استعفا داد و نیک گامی دیگر به طرف سرآشپزی برداشت. حلا هر وقت که کسی می گوید:" کار پیدا نمی شود،" بلافاصله به یاد نیک و توالت شویی اش می افتم.


ادامه دارد..........


منتخب هایی از کتاب راز شاد زیستن
نوشته: اندرو متیوس


   

نوشته شده توسط فاطیما در سه شنبه هشتم آبان 1386 |



زندگی کی آسانتر می شود؟
هیچوقت!اما ما می توانیم یادبگیریم که با زندگی بهتر کنار بیاییم.از همان لحظه ای که قرارداد زندگی در سیاره زمین را امضاء می کنیم مکلف به گذراندن مدرسه ی زندگی میشویم و تا وقتی که نفس می کشیم کلاسهای این مدرسه دایر و پابرجاست.
ما همیشه فکر می کنیم که پس از پشت سرگذاشتن دوره ی فعلی زندگیمان(پیش دبستانی، مدرسه و بلوغ و...)زندگی آسان تری را شاهد خواهیم بود. چنین نیست. هیچکس به ما هشدار نداده است! تعجبی ندارد که احساس ناکامی و درماندگی می کنیم. ما از راه دور به زندگی دیگران نگاه می کنیم و به نظرمان می رسد که آنها بر جاده ای هموار گام برمی دارند در حالیکه همان آدمها هم درگیر مشکلات خاص خودشان هستند.......
مثلا بیل ظاهرا زندگی ایده آلی دارد.او با حقوق بسیار خوب بازنشسته شده است قسط های خانه اش را پرداخته است، ماشین بسیار زیبایی دارد، در رستوران های خوب غذا می خورد، به مسافرت خارج می رود، گلف بازی می کند.اما آن چیزهایی که ما نمی دانیم این است که او از شرکت بیمه اش شکایت کرده است،سقف خانه اش چکه می کند،پسرش معتاد شده است و قرار است امشب به خانه اش دستبرد زده شود! همه ما مرتبا مورد آزمایش قرار می گیریم.
دلیل دیگری برای آسانتر نشدن زندگی
وقتی که مسائل بیش از اندازه آسان می شوند ما به دنبال مشکلات بزرگتر می رویم. و با خود می گوییم: من می توانم این کار را با چشم بسته هم انجام دهم! من به یک مبارزه واقعی احتیاج دارم.
مثلا وقتی که قسط های خانه تمام می شود، یک خانه بزرگتر می خریم!این فقط دنیا نیست که زندگی مارا پیچیده می کند، خود ماهم همین کار را می کنیم.
ادامه دارد.........
منبع:کتاب راز شاد زیستن _ نوشته اندرو متیوس


پاورقی:
سلام. راستش من از این کتاب خیلی خوشم اومده برای همین تصمیم دارم قسمت هایی که برام جالب بود رو براتون تایپ کنم و بزارم تو وبلاگ امیدوارم مفید باشه.


نوشته شده توسط فاطیما در یکشنبه ششم آبان 1386 |

( با یاد خدا دلها آرام میگیرند )


امروز بدترین روز زندگی خود را تجربه کـرده ایـد. کارفـرمـای شما در مقابل دیگران به شما توهین نموده و وقتی در راه برگشت از رستوران بودید، با اتـومـبیل خود تصـادف کرده و این باعث دیر رسیدن به جلسه بعد ازظهر گردیده و موجب برخورد شدیدتر کارفرما شده است.هنگام مراجعه به خانه لیز خورده و با کمر روی زمین می افتیـد. بـا دردسـر فـراوان وارد اتومبیل شده و با سرعت هرچـه تمام به طـرف مـنـزل حرکت کرده و بدلیل سرعت غیر مجاز توسط پلیس جریمه می شوید... تصورش را بکنید.


بعد از تلو تلو خوردن و باز کردن درب منزل فقط میخواهید استراحت کرده و آرامش خـود را بدست بیاورید. بنابراین ممکن است با یک نوشیدنی خنک و تماشای تلویزیون خود را آرام و ریلکس کنید. اما این کار توصیه نمیشود. شما قصد دارید استرس را از خود بیرون نمایید و هدف فقط استراحت کردن نیست. کارشناسان بر این عقیده اند که بهترین راه برای تمدد اعصاب این است که فرد به تدریج احساسات خود را ارضا نماید.

غوطه وری


لازم نـیـست حـتـما بـرای ریـکس شـدن به قله کوه بروید، فقط کافی است خود را در یک منظره معمولی کوچک غوطه ور سازید. برای مثال اگر تابلوی نقاشی زیبایی در خانه یـا محل کارتان دارید، آن را مجسم کرده و زیبای آنرا مورد تحسین قرار دهید. اگر آکواریمـی پر از ماهی های رنگارنگ دارید، برای مدتی به حرکات روان و سلیس آنها نگاه کنید تابه آرامش برسید.


احساسات خود را برانگیزید


در مرحله بعد سفری به لاله گوش خود داشته باشید.به موسیقی موردعلاقه تان گوش دهید. کلاسیک، پاپ، راک یا هر چیز دیگر. فقـط سـعـی کنیـد از کـارهایی که باعث ایجاد هیجان و تنش در شما میگردد، اجتناب نمایید. بکار بردن یک هدفون می تواند از شنیده شدن صداهای دیگر جلوگیری کرده و باعث آرامش بیشتر گردد.


مطابق با ذائقه خود یک فنجان چای سرد، آب میوه خنک یا آب سرد میل کنید.


حس بویائی را فراموش نکنید.بوی عود، یک شمع معطر و یا عطر مورد علاقه همسرتان میتواند شما را آرام کند. حتی می تـوانید به حـمام رفـته با صـابونهای مایع و معطر بدن خود را بشویید.


اگر کسی هست که می تـواند شـما را مـاسـاژ دهد، از او بخواهید اینکار را انجام دهد. محققان میگویند که ماساژ مناسب میتواند هورمونهای ایجاد استرس را کاهـش داده و تنش را ازبین ببرد. اگر تنها هستید کمی شانه ها و گردن خود را مالش داده و به آرامی دستها و پاهایتان را ماساژ دهید.


بررسی ها نشان داده کـه نوازش حیوانات خانگی در ایجاد ملایمت و زدودن تنشها مؤثر می باشـد. اگـر سـگ یا گربه ای دوست داشتنی در خانه دارید آنها را پیش خود آورده و کمی نوازش کنید!


تمدد اعصاب تدریجی


روش بعدی یکی از تکنیکهای تست شده و مؤثر میباشد که می تـوانـد فـرد را بـه حالت مطلقی از آرامش برساند. با بکار بردن این روش می تـوانـیـد احـساسـی تـازه و بـدور از ناملایمات بدست آورید.


همانطور که قبلا نیز گفته شد با گوش دادن به موزیکی دلپـذیر شروع کنید. سپس روی سطحی راحت دراز کشید. چشمانتان را بـسته و نـفـسی عـمـیق بکشید. اجازه دهید شکمتان به طرف بالا و پایین حرکت کند. در همان حـال کـه بـا آرامـش دراز کـشیده اید، روی پاک کردن ذهن خود تمرکز کنید.


احساس آرامش بیشتری می کـنـید؟ اکنـون نـوبت تمرین اصلی است. از قسمت بالا با چشم ها شروع میکنیم. چشمان خو را به هم فشار داده و پیشانی را بسمت بالا نگاه دارید گویی در حال تحمل یک فشار عصبی زیاد می باشـید. چند لحظه به همین صورت صبر کنید. سپس چشمان خود را رها کرده و آرام روی هم قرار دهید. احساس کنید کـه تنشها از چشمانتان جدا میشـونـد. از ایـن ملایمت برای چند لحظه لذت برده و دوباره از ابتدا شروع کنید.


به سراغ آرواره و فک رفته و همین تـمـرین را در ایـن قـسـمـت تـکـرار کـنـید. عضلات فک و آرواره خود را منقبض و بعد از مدتی کوتاه رها سازید تا تنش از شما دور شود.به همیـن ترتیب به طرف قسمتهای پایین تر بدن مانند گردن، شانه ها، قفسه سیـنـه و ... برویـد. هراز گاهی مکث کرده و ببینید قسمتهای بالاتر هنوز احساس استرس مینمایید یا خیر. اگر تنش زدائی بطورکامل انجام نگرفته بود به آن قسمت برگشته و تمرین را تکرار کنیـد. ( معمولا چشم ها و آرواره نیاز به تکرار تمرین خواهند داشت. )


به همین منوال ادامه دهید تا به شکم، ران، ساق و در انتها به کف پاها برسید. بـستـه به وقتی که شما اختصاص می دهید و زمانی که بدن شما برای ریلکس شدن نیاز دارد این تمرین ممکن است از 15 دقیقه تا 1 ساعت بطول بینجامد.


برای رسـیدن بـه آرامـش هـرگـز نـبـاید شـتـابزده عـمل کرد و باید هر آنچه که نیاز دارید و می خواهید به خودتان بدهید. این روش بـرای ایـجاد حـالت خـود تـلقـیـنی و رسیدن به آرامش مطلق بسیار مؤثر بوده و در همه شرایط کار می کند.


اگر با ورزش یوگا آشنایی داشته باشید، متوجه شباهتهـای بـیـشمـاری در تمرین بالا و تکنیکهای این هنر باستانی هندوستان خواهید شد.


در انتها استرش شما باید از بین رفته و یا حداقل تقلیل یابد. احساس آرامـش و راحتـی خواهید کرد، حتی ممکن است شبیه انسانی بی خیال از ناملایمات آزاد شوید. اندکی وقت را به مجسم نمودن لحظات خوشحالی و آرامش اختصاص داده و از نبـود استـرس لذت ببرید.


بیاد داشته باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرند.


به نقل از سایت مردمان

نوشته شده توسط فاطیما در شنبه پنجم آبان 1386 |