عادات همانند امپراطوری مقتدر، روح ما را
صحنه ی تاخت و تاز خود قرار داده، بر ما حکومت
می کند. آنها بیشتر مواقع با حکومت بر عقل و ذهن ما،
وادارمان می کنند تا بدون تفکر انجامشان دهیم.
اینگونه آرامش و پاکی ذهن از بین می رود.
عادت، حکم رانی است که هیچ ترحم و شفقتی
ندارد. هدف از ارتباط با درون، تغییر عادات و خلع سلاح
این حاکم ستمگر است. برای رسیدن به این مهم،
باید قوانین معنوی را درک کنیم.
در سکوت و با تمرکز بر چشم معنوی مان،
قدرت لازم برای ارتباط با خدا و یافت گنج های درون مان
را به دست خواهیم آورد. شأن و مقام اصلی ما،
در تسلط بر خودمان نهفته است. با این ارتباط درونی
این قدرت را به دست می آوریم و حاکم بی رقیب درون مان خواهیم شد.

برای اینکه از موهبت های زندگی حداکثر بهره برداری را داشته باشی، باید هر لحظه هوشیار بوده و در زمان حال زندگی کنی.آلبر کامو نویسنده ی فرانسوی گفته است :" سخاوتمندی واقعی آینده ، مدیون زمان حال است." با این حال بیشتر اوقات ذهن ما همزمان متوجه چند جای مختلف می شود. به جای اینکه موقع رفتن به محل کار از پیاده روی لذت ببریم، به این فکر می افتیم که رئیسمان موقع ورود چه می گوید،برای ناهار چه غذایی داریم، و یا امروز بچه ها در مدرسه چه می کنند. ذهن ما دایم از این شاخه به ان شاخه می پرد. با پرورش هوشیاری در زمان حال و تمرکز کامل ذهنی نه تنها در زندگی آرامش بیشتری حس می کنیم، بلکه از تراکم غیر ضروری بالقوه ی ذهن خود می کاهیم. وقتی دغدغه های ذهنی زیادی داشته باشید، قدرت ذهن به دلیل حواس پرتی کارآیی مفید خود را از دست می دهد. خبر خوش اینکه هرکس می تواند حواس خود را هرچه بیشتر به زمان حال معطوف سازد و در مدت کوتاهی این مهارت را کسب کند.
یکی از بهترین راه ها برای مهار ذهن ِ مغشوش، تکنیکی است که آن را "خواندن با توجه" نامیدم. هنگام مطالعه هر وقت حواست پرت شد و یا نگران شدی ، در کنار صفحه ای را مشغول خواندن هستی علامتی بزن. همین عمل ساده باعث می شود حواست جمع شود و این اولین گام به سوی تغییر و تحول است و کمک می کند تا برای داشتن ذهنی آرام تر و شفاف تر، مهارت های لازم را کسب کنی.
از کتاب : وقتی بمیری چه کسی برایت گریه می کند/رابین شرما

پاییز سال گذشته کاری کردم که سال های سال انجام نداده بودم. ساعت مچی ام را در خانه گذاشتم و تمام روز را بدون نگاه کردن به ساعت سپری کردم. آن روز به جای برنامه ریزی و طبق ساعت پیش رفتن ، صرفا در لحظه زندگی کردم و هرکاری دلم خواست انجام دادم. صبح زود به یکی از کارهای مورد علاقه ام که پیاده روی در جنگل است پرداختم.همراه خود کتاب مورد علاقه ام،با عنوان "والدن" را بردم. بعد از یافتن مکانی زیبا نشستم و مشغول خواندن کتاب شدم و لحظاتی پر از آرامش را تجربه کردم. کتاب را اتفاقی باز کردم و این بخش را خواندم که نوشته بود:
من بـه جنگــل رفـتم چـون دلـــم مـی خواسـت آگاهـانه
زندگی کنم و صرفا با جنبه های مهم زندگی مواجه شوم
و هرآنــچه لازم بــود یــاد بگــیرم، درک کنـــم. نه ایــنکـه
هنگام مرگ متوجه شوم از زندگی چیزی نفهمیدم.
می خواهم به مفهوم عمیق زندگی پی ببرم و آن چنان با
اراده زندگی کنم که ...
من راجع به گفته ی این مرد بزرگ فکر کردم و در زیبایی مسحور کننده اطرافم غرق شدم. بقیه روز را در کتاب فروشی گذراندم و سپس با بچه هایم فیلم قصه ی اسباب بازی را تماشا کردم. سپس در ایوان خانه در کنار خانواده ام به موسیقی مورد علاقه ام گوش دادم. این کارها برای من خرج زیادی نداشت و پیچیده هم نبود، اما کاملا شادی بخش بود.
از کتاب: وقتی بمیری چه کسی برایت گریه می کند / رابین شرما

مادر ترزا گفته است : " کارهای فوق العاده اصلا وجود خارجی ندارند، صرفا کارهای جزئی که توأم با عشق فراوان باشد فوق العاده هستند." امروز چه کار پیش پا افتاده ای از تو بر می آید تا رابطه ات را با افرادی که برایت ارزشمندند عمیق تر کنی؟ چه لطفی می توانی در حق دیگران انجام دهی تا روز آنها را کمی بهتر سازی؟ همدردی بیشتر با دیگران حال و هوای خودت را هم بهتر می کند.
برای اینکه محبت را تمرین کنی برای خودت حساب عشق باز کن. هر روز با انجام کاری پیش پا افتاده برای اطرافیان خود لذت را برای آنها به ارمغان بیاور. می توانی از این کارها شروع کنی : بدون دلیل به همسر خود گل یا چیز دیگری هدیه بده. برای صمیمی ترین دوستت کتاب مورد علاقه ی خودت را بفرست. مرتب احساسات قلبی خود را به فرزندانت ابراز کن.
تنها چیزی که در زندگی یاد گرفته ام این است که همان کارهای جزئی هستند که اهمیت دارند. لطف و محبت ساده ی روزانه بیشتر از حساب بانکی به زندگی ات لذت و شادی می بخشد. امرسون چه قدر شیوا گفته است :"بدون قلبی غنی، ثروت مثل گدایی بدقیافه است."
یا تولستوی گفته است : "برای به دست آوردن شادی باید مثل عنکبوت تاری از عشق تنید تا همه در آن به دام بیفتند."
منبع: کتابِ وقتی بمیری چه کسی برایت گریه می کند/رابین شرما
(26 تیر تا 4 مرداد) (25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو (اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد. هدایای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
(1 تا 10 فروردین) (4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک (حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس، یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
(24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب (عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.
(25 اردیبهشت تا 3 خرداد) (22 آبان تا 1 آذر) درخت ون (بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید. انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهمیت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.
(22 آذر تا 1 دی) درخت راش (خلاقیت)
فردی با سلیقه، کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
(15 تا 24 اردیبهشت) (12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط (درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
(14 تا 23 مرداد) (9 تا 18 بهمن) درخت سدر (وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد. دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهایی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
(16 تا 25 تیر) (12 تا 24 دی) درخت نارون (بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود، اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
(14 تا 23 خرداد) (12 تا 21 آذر) درخت انجیر (حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت می برد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
(5 تیر تا 15 تیر) (2 تا 11 دی) درخت صنوبر (رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند، با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار می کند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
(24 شهریور تا 3 مهر) (22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
(13 تا 22 شهریور ) (11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش (شک و تردید)
یا هوش و سخت کوش است و آن چه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آن که سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت می برد. ممکن است خشن به نظر بیاید، اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است، اما برای استفاده و بهره بردن از آن ها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
(4 تا 13 خرداد) (2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است و زندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
(11 تا 20 فروردین) (14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
(23 شهریور) درخت زیتون (عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا، با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.
(24 مرداد تا 2 شهریور) (19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح و آشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
(1 تا 14 اردیبهشت) (5 تا 13 مرداد) (4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظر می آید. با استعداد است. اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و خوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
(21 تا 31 فروردین) (24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو (اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنایی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
(3 تا 12 شهریور) (1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون (اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب، بسیار مهربان، عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول، خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد، اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
هنگامی که کسی فکر می کند، بسته به اینکه به چه اطلاعاتی می خواهد دست یابد، از بخش های مختلف مغز خود استفاده می کند.این روند را می توان با نگاه کردن به چشمان وی مشاهده نمود.
در افراد راست دست،چشم ها جهت یادآوری خاطرات تصویری،رو به بالا و به سمت چپ می روند.
در افراد چپ دست این موضوع برعکس است، یعنی چشم ها رو به بالا و سمت راست می روند.
اما هنگامی که یک انسان راست دست بخواهد تصویر یا واقعه ای را خلق کند(واقعه ای که اتفاق نیفتاده است)، چشمان وی رو به بالا و به سمت راست متوجه می شوند.
این موضوع در مورد یک انسان چپ دست برعکس است.
چرا خودتان این موضوع را امتحان نمی کنید؟ آیا به یاد می آورید که اولین اتومبیلی که داشتید چه رنگی بود؟اگر بخواهید به یاد بیاورید چنانچه راست دست باشید به احتمال قریب به یقین چشمان شما رو به بالا و به سمت چپ می روند.اگر چپ دست باشید چشمانتان رو به بالا و به سمت راست خواهند رفت.

وقتی یکی از مقامات دولتی آمریکا در مجلس شهادت می داد، هر زمان که می خواست اطلاعاتی را به یاد آورد چشمانش رو به بالا و به سمت چپ متوجه می شد_که به وضوح نشانه این بود که وی بر حقایقی تکیه می کند که به یاد می آورد و از خود داستان نمی سازد. اما زمانی که من به طور تصادفی عکس او را در مجله ی تایمز مشاهده کردم عقیده ام راجع به وی عوض شد زیرا او در این تصویر قلم را در دست چپ خود گرفته بود!

شما می توانید از این تکنیک در هر گفت و گویی برای تشخیص این که آیا طرف مقابلتان اطلاعات را به یاد می آورد یا اینکه آن ها را به دروغ از خود می سازد،استفاده نمایید. برای این منظور کافی است که به چشمان وی نگاه کنید تا بفهمید که آیا او واقعه ای را که اتفاق افتاده به خاطر می آورد یا اینکه داستانی را سر هم می کند که هیچگاه اتفاق نیفتاده است.
منبع کتاب: هوشیار باشید و فریب نخورید!/دکتر دیوید جی.لیبرمن
بیشتر مردم هرگز نمی توانند بپذیرند که در زندگی میان بری وجود ندارد.در مورد پول،مقام،موفقیت،شهرت یا حتی شادمانی، ما می خواهیم هر چیزی با تکان دادن عصای جادویی اتفاق بیفتد. چنین چیزی ممکن نیست.فقط تلاشی همیشگی می تواند به ما کمک کند که اهدافمان را تشخیص دهیم.برای هیچ چیز میان بری وجود ندارد.به افرادی نگاه کنید که با چندین دهه کار سخت مداوم،زندگی شان را خاضعانه آغاز کردند و توانستند به اوج برسند. ما می خواهیم موفقیت آنان را تکرار کنیم،بی آنکه درد،ناکامی و ناراحتی هایی که آنان از سر گذرانده اند،متحمل شویم.
آیا برای دستیابی به توفیق می توانیم به همان تلاشها دست
بزنیم؟
ما نه تنها با این شیوه مخالفیم،بلکه همچنین اهدافی غیر واقعی را ترتیب می دهیم و
آن گاه عصبانی می شویم که چرا به آنها دست نمی یابیم.
پیشرفتی کند و پیوسته براساس اهدافی واقعی، رویکردی مفید و عملی تر خواهد بود.طعم
سرور و موفقیت زمانی می تواند چشیده شود که ما اهدافی در دسترس را ترتیب دهیم و
پیوسته در راستای آنها کار کنیم.
مسیر موفقیت،راهی دراز است و میانبری به هدف وجود ندارد.
منبع:کتاب نردبان زندگی/تانوشری پادر
|
مطلبی از سایت سفیر آسمان: | ||
|
گاهي مردم به آنچه كه در فيلمها ميبينند عادت ميكنند و اصل موضوع و درسهاي آموزندهي آن را از ياد ميبرند. مثلاً در فيلم "ده فرمان"، حضرت موسي كه نقش وي را چارلتون هِستون ايفاء ميكرد، در صحنهاي عصاي خود را بالا بُرد و آب از هم گشوده شد و بنياسرائيل توانستند از درياي سرخ عبوركنند. اگر به كتاب مقدس رجوع كنيم، اين قسمت از داستان در اين كتاب به اين صورت آمده است كه: نخست خداوند به موسي امر ميكند تا به بنياسرائيل بگويد از آب بگذرند؛ تنها بعد از آنكه مردم قدم جلو ميگذارند موسي عصاي خود را بلند ميكند و آنگاه آب از هم شكافته ميشود. علت آن است كه تنها شجاعتِ گام برداشتن در راه (و تسليم و ايمان به كلام پروردگار و پيامآور او)، باعث ميشود تا راه، خود را بنماياند. برداشتي بازنويسي شده از: مكتوب، اثر پائولو كوئيلو، نشر فكر نو | ||

احساسات سرکوب شده امکان دارد روزی همچون آتشفشان منفجر و ضررهای احساسی و جسمانی بزرگی را سبب شوند. در حدود هفتاد و دو درصد از بیماری های جسمانی، بر اثر احساسات سرکوب شده ای به وجود می آیند که ذهن و جسممان را همچون خوره می خودند.
دیپک چوپرا، روان شناس، می گوید ما، برای محافظت از خود، عواطفمان را سرکوب می کنیم. او اظهار می کند:« با وجود این، مقاومت نشان دادن در برابر احساساتتان به هنگامی که سر بر می آورند، علت واقعی رنج و درد است. عواطفی که احساس و بروز داده نشده اند، به بسیاری شیوه ها خود را نشان می دهند. ممکن است فقط در حد ناراحتی احساس شوند، مانند وقتی که احساس می کنید اشکالی وجود دارد، اما نمی دانید که چیست. گاه حتی پیدا کردن علت واقعی بیماری یا ناراحتی...کار سختی است. گاه احساس خشم یا ناامیدی ظاهراً بی علت است.
اما چنین می نماید که احساسات سرکوب شده، وقتی در برهه ای از زمان سربرمی آورند، ضربه های بزرگتری به دیگران و به ما می زنند. این امر درست مانند فشاری است که بر قابلمه زودپزتان وارد می شود که اگر از سوپاپ استفاده نکنید، سرانجام آن انفجاری مخرب است.
احساسات فروخورده، ناراحتی زیاد و فشار روحی بالا را موجب می شوند که مستقیما به احساسات انباشته ربط پیدا می کنند.وقتی احساسات را در درونمان انباشته سازیم، کوهی از مشکلات را ایجاد می کنیم.اگر احساسی نداشته باشید، نمی توانید انسان باشید. اگر آن را سرکوب کنید، غیر طبیعی است. بنابراین برای اظهار احساساتتان به گونه ای درست و سالم، شیوه هایی بیابید.
ذهنی آرام و آسوده، تنها زمانی دسترس پذیر است که احساسات به شکل درست بروز داده شوند.
منبع: کتاب نردبان زندگی
اول درخت نقاشی کنید بعد خود را بشناسید
درختی را كه كشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه كنید . ببینید بیشتر شبیه كدام یك است . بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید كشف كنید. برای این كه دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید كه درختی ترسیم كنند.
* كلید تست*
16 درخت در این تست وجود دارد . در درخت های شماره 1 تا 8 شكل شاخه ها مهم است و این تست ، روحیه شما را بر اساس فرمی كه به شاخه ها داده اید تجزیه و تحلیل می كند. از شماره 9 تا 16 شكل تنه درخت مورد نظر است. بدین ترتیب شما از این تست دو جواب به دست می آورید كه یكی مربوط به شكل تنه درخت است و یكی مربوط به شاخه هاست.
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
1 – شاخه های انبوه و گره خورده

شما از نظر منطق و اندیشه به اندازه کافی بالغ شده اید و می توانید تعادل را در زندگی تان برقرار کنید ، زیرا احساسات پرخاشگرانه و افراطی و خواسته های نامعقول ندارید. اصلاً جاه طلب و افزون خواه نیستید و از رقابت با اطرافیانتان خوشتان نمی آید . بیش از حد به خانه و خانواده و دوستان خود وابسته هستید . تمام مراحل سخت و بحرانی را به خوبی پشت سر می گذارید زیرا در طبیعت شما خصوصیت انفعالی و تأیید پذیری شدیدی نهفته است . بدخواهان ممکن است این آرامش فکری شما را ناشی از تنبلی بدانند.
2 – درختی که بر شاخه ها و تنه آن هاشورزده و سایه انداخته اید .

این نقاشی از یک ترس یا نگرانی در ضمیر پنهانتان حکایت می کند . ممکن است نگران از دست دادن کسی باشید ، یا از این بترسید که به آرزوهایتان و نقشه هایی که کشیده اید نرسید. این عدم اعتماد به نفس سبب می شود گاهی در وجود خود احساس بی کفایتی کنید. ترسها را از وجود خود دور کنید تا راحت باشید و از احساس زندگی کردن در زیر ابرها رنج نبرید.

اگر درختی شبیه کاج های کریسمس کشیده اید نشان می دهد که نمی توانید با آدمهای الکی خوش و بی بند و بار کنار بیایید . ضمناً کمی بدبین هستید و معتقدید که نباید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد ؛ زیرا گاهی زیر کاسه نیم کاسه ای است . عقاید محکم و پابرجایی دارید ولی قدرت این را ندارید که عقاید خود را با نرمش و آرامش به دیگران بقبولانید . رشته ای از تلخی در وجودتان است که شما را کمی تلخ و نچسب جلوه می دهد . البته شاید این ، ناشی از تجربه های تلخی است که در زندگی گذشته خود داشته اید . باید سعی کنید با این " تلخی" مبارزه کنید و خاطرات بد گذشته را به دست فراموشی بسپارید و از مردم و زندگی با خوشرویی بیشتری استقبال کنید.

اگر درختی که کشیده اید بر شاخه هایش میوه است باید گفت که شما گرفتار یک جور غم خوردن مطبوع در وجود خود هستید . از این که گاهی در افسردگی غرق شوید و غبار اندوه بر صورتتان بنشیند لذت می برید . در عین حال بسیار مشتاقید که همیشه مورد توجه اطرافیان باشید و گاهی دروغهای کوچکی می گویید تا جلب توجه کنیدو البته گاهی هم از اطرافیان دروغ می شنوید با این حال این دروغها را چون شیرین و رؤیا ساز هستند می پسندید . اگر در نقاشی خود میوه های درخت را به حالت فرو افتادن از شاخه ها نشان داده اید معنایش این است که حس می کنید کسی که دوستش دارید در حال ترک کردن شماست.

اگر درخت خود را شبیه این تصویر کشیده اید شما فردی با تمایلات قوی و مستحکم نسبت به آزادی فردی هستید. البته تا حدودی هم منزوی و درون گرایید و شخصیت خودتان را کاملاً به دور از کنترل دیگران قرار می دهید و به ندرت تحت تأثیر سایرین قرار می گیرید . می کوشید طوری زندگی کنید که ایده آل خودتان است و به همین دلیل دوستانتان را با روشن بینی و دقت کافی بر می گزینید . ولی معاشرتهایتان با آنها هرگز از حدودی که تعیین کرده اید نمی گذرد. اعتماد به نفس شما قابل تحسین است .

شما همیشه در حالت تدافعی هستید و حس می کنید دیگران می خواهند به نوعی به شما حمله کنند، به همین دلیل در بیشتر موارد ، قبل از هر اقدام از طرف آنها خودتان حمله را آغاز می کنید . می توان گفت که در شخصیت شما خارهایی هست که خیلی راحت حاضرید آن را به جان و روح اطرافیان وارد کنید . این خارها در ضمن نشانه ی بخشی پنهان در طبیعت شماست که تلخی کلام و دوستانه نبودن رفتارتان را موجب می شود . سعی کنید آرامش داشته باشید و به ضمیر پنهان خود اجازه دهید شما را در جهت دوست داشتن مردم و خوبی ها هدایت کند ، تا برای همه محبوب و دوست داشتنی باشید ، چون خوشبختانه استعداد محبت و مهربانی کردن در وجود شما نهفته است و شما فقط باید آن را پرورش دهید .

این درخت متأسفانه از خوشحالی باطنی حکایت نمی کند . شما در احساس کلی خودتان از زندگی نتوانسته اید تعادل برقرار کنید . در لحظه ، تصمیم می گیرید . واکنش هایتان حساب شده نیست . در یک لحظه تحت تأثیر حالات و احساسات آنی قرار می گیرید . برای شما یک تصمیم قطعی گرفتن و مدتها وقت را برای رسیدن به آن صرف کردن کار بسیار دشواری است . در بیشتر لحظه ها ترجیح می دهید از آن تصمیم صرف نظر کنید . به خصوص به محض آن که اوضاع ، اندکی برایتان ناخوشایند می شود کنترل عصبی خود را از دست می دهید و خود را به طور دربست در اختیار احساساتتان قرار می دهید .

اگر شاخه های درخت خود را درهم و برهم و نامنظم و غیر متعادل رسم کرده اید در شخصیت شما رگه هایی از احساس شوخ طبعی و نشاط و لذت بردن از زندگی وجود دارد. اما به طور کلی انسانها تغییر پذیرند و حالات روحی شما همچون هوای بهاری است که زیاد قابل پیش بینی نیست. یک لحظه شاد هستید و ممکن است بلافاصله از چیزی اندوهگین شوید و به کلی حالتتان عوض شود . در بیشتر لحظه ها ناشکیبا هستید و گاه بدون تفکر تصمیم می گیرید و مایلید بلافاصله هر چه اراده کرده اید انجام دهید . دوستان ثابت ندارید چون اغلب دوست عوض می کنید و همیشه در جست و جوی تازه ها و تازگی ها هستید . در شخصیت و خلق و خوی شما بی هدفی ، به وضوح آشکار است.
9 – تنه محکم و استوار و شاخه های کم

شما اعتماد به نفس فراوانی دارید و در مجموع از خودتان خیلی راضی هستید و هیچ کس ، یا هیچ حرفی و هیچ کاری نمی تواند به اعتماد به نفس آهنین شما خللی وارد آورد . برای خودتان زندگی می کنید و به هیچ وجه نگران طرز فکر و احساس دیگران در مورد خود نیستید . به مال و ثروت خود خیلی می نازید و با مباهات به آنها از اندیشه اجتماعی و زندگی مردم دور می شوید . آشکار است که مردم در ذهن شما جای مهمی ندارند و جز برای فخر فروختن و یا ایجاد حس احترام و بزرگی برای خودتان ، آنها را نمی خواهید . شما خودخواه و یک دنده و غیر قابل نفوذ هستید .
10 – تنه باریک و بلند و شاخه های بی برگ

در طبیعت شما تمایل به خودنمایی وجود دارد و همین تمایل انگیزه ای برای تشویق شما به روشنفکر بودن واز دیگران جدا بودن است . دوست دارید به ایده های تازه و جنجالی بپردازید و به یاری آنها و بعضی کارهای به اصطلاح روشنفکرانه ، خود را مورد توجه مردم قرار دهید . اما معمولاً این همه شور و اشتیاق شما در مواجهه با چیزهای تازه خیلی فصلی است و هرگز عقیده ای را تا رسیدن به کمال آن دنبال نمی کنید.

نقاشی شما به وضوح نشان می دهد که دائم تلاش می کنید یک تجربه بد را از ذهن خود دور کنید اما ضمیر ناخودآگاه شما در حفظ آن یاد و خاطره پافشاری می کند . همین امر، فکر شما را دچار تعارض و ناراحتی ساخته است ، شما می توانید از راه معاشرت بیشتر با مردم و پرداختن به برنامه های تازه و متنوع ، خیلی زود این خاطره تلخ را از ذهن برانید و به اندوه و ناراحتی آن پایان بدهید به شرط آن که واقعاً خودتان این را بخواهید . با خود صادقانه بیندیشید و نسبت به آینده خوش بین باشید.

شما شخصی بسیار پر انرژی و فعال هستید و در هر جمعی که شرکت می کنید روح زندگی به آن می بخشید . زندگی اجتماعی بسیار شلوغی دارید و اطرافتان را آن قدر دوست و رفیق گرفته است که تمام ساعت تان را پر می کند و نمی گذارد لحظه ای تنها باشید.

شما زیاد احساس اطمینان نمی کنید. اغلب نگران چیزهایی جزئی و بی اهمیت هستید و به خاطر اندکی کج و راست بودن هر چیز ، حرص می خورید و خودتان را می آزارید . از تنوع به شدت متنفرید و مایلید در زندگی شما همه چیز منظم و مرتب سر جای خود قرار داشته باشد چون این نظم و ترتیب به شما احساس امنیت می بخشد.

شما اغلب احساس تنهایی می کنید . اشتیاق زیادی برای برخورداری از امنیت عاطفی و برقراری تعادل در زندگی احساسیتان دارید ، ولی گاهی دوستی کردن را خیلی دشوار می یابید و به همین دلیل علی رغم اشتیاق فراوان برای داشتن یک رابطه عاطفی پربار ، لحظه انتخاب ، فقط تنهایی را بر می گزینید . با این مشکل مبارزه کنید و بیشتر معاشرتی و اجتماعی باشید .

اگر درخت را به طور نقطه چین کشیده اید از جهت عاطفی و احساسی آدمی بی پروا و غیر قابل کنترل هستید . اغلب بدون هیچ ملاحظه ای خود را با ماجراها و رابطه هایی که پایانش ناپیداست درگیر می کنید و از عاقبتش هراسی به دل راه نمی دهید . تصمیمات شما در اکثر موارد آنی و بدون تفکر درباره نتایج احتمالی آن است .

اگر برای تنه درخت خود ریشه کشیده اید ، تنها چیزی که در زندگی شما اهمیت دارد امنیت خاطر است . شما در طبیعت خود واقعگرا و هوشیار هستید و همیشه طوری رفتار می کنید که این امنیت را داشته باشید . در زندگی عاطفی ، تعادلی بین خواسته های دل و توصیه های عقلتان برقرار می کنید و به همین دلیل روابط عاطفی تان از بیشتر جنبه ها قبل از آن که پرهیجان و گرم باشد سرد و حساب شده است .
منبع:تبیان

در موقعيتهاي مختلفي گاهي ناچار به انتقاد كردن از ديگران هستيد. بايد همه تلاش خود را به كار بنديد تا انتقادتان سازنده باشد تا بر فرد موردنظر تاثير بگذارد. در اينجا به راهكارهايي اشاره ميكنيم كه به شما كمك خواهد كرد. انتقاداتي ارائه كنيد كه نه آنقدر بيفايده و بيهوده باشد و نه باعث رنجش فرد مقابل شود ، اما در عوض تاثيرگذار بوده و باعث پيشرفت و اصلاح او شود.
خصوصيات شخصي فرد را ناديده بگيريد:
اگر ميخواهيد انتقاد شما سازنده و تاثيرگذار باشد ، بايد تا ميتوانيد از دخالت دادن خصوصيات شخصي فرد مورد نظر خودداري كنيد. اگر بخواهيد در انتقادتان صرفا به نقصهاي او اشاره كنيد، تصور خواهد كرد قصد خوار كردن شخصيتش را داريد و توجهي به حرفها و انتقادتان نخواهد كرد و علاوه بر اين كه از شما كينه به دل خواهد گرفت، به قول معروف انتقادتان را از يك گوش ميگيرد و از گوشي ديگر بيرون ميكند. با اين كه دشوار است اما بايد تلاش كنيد كه تا ميتوانيد شخصيت فرد را از كارش جدا كنيد.
اگر در انتقادتان صرفا به نقصهاي او اشاره كنيد ، تصور خواهد كرد قصد خوار كردن شخصيتش را داريد و توجهي به حرفها و انتقادتان نخواهد كرد .
انتقاد خود را با بياني مناسب مطرح كنيد:
استفاده از لغات و اصطلاحات مربوط به مطلب مورد نظر باعث تخصصيتر شدن آن خواهد شد. در اين صورت ميتوان جديترين و مهمترين انتقادها را به بهترين شكل بيان كرد. اگر جملات خود را با « به نظرم ميآيد كه ...» يا « شايد من اشتباه ميكنم، اما... » شروع كنيد ، انتقادتان غيرمغرضانهتر و مودبانهتر به نظر خواهد رسيد.
به واقعيات مستقيم اشاره كنيد:
فايده انتقاد سازنده در مستقيم و رك و راست ارائه كردن واقعيات است. هيچ چيز به اندازه نادرست بودن حقايق ارائه شده در انتقاد شما، آن را خراب نميكند. يكي از بهترين راههاي گفتن حقايقي كه با بحث نميتوان آن را مطرح كرد ، از طريق انتقاد است. حقايق و واقعيات ميتوانند انتقاد شما را سازندهتر كند و به طرف مقابل اجازه نخواهد داد از زير آن شانه خالي كند.
احساسات خود و طرف مقابل را تحت كنترل بگيريد: نبايد اجازه دهيد احساساتتان باعث بدنامي و بياعتباري انتقادتان شود. علاوه بر اين بايد توجه تان به احساسات طرف مورد انتقاد نيز باشد تا باعث خجالت و رنجش او نشويد.
به اين توجه كنيد كه چه ميتوان كرد، نه چه انجام شده: به فرصتهايي براي پيشرفت و اصلاح اشاره كنيد و از بيان كمبود و نقصانها بپرهيزيد. مثبت جلوه دادن انتقادتان باعث خواهد شد كه مودبانهتر و موثرتر به نظر آيد. معمولا اگر به افراد راهكارهايي براي پيشرفت و اصلاح ارائه كنيد تاثير بيشتري بر آنها خواهد گذاشت تا اين كه فقط اشكالات كارشان را به آن ها گوشزد كنيد.
فقط بايد هميشه به خاطر داشته باشيد انتقاداتي كه بر پايه دليل و برهان باشند ، كمتر مورد بحث قرار ميگيرند.
خود را جاي طرف مقابل بگذاريد: خود را جاي فرد موردنظر بگذاريد و ببينيد با شنيدن چنين انتقادي چه احساسي پيدا خواهيد كرد. اين در طبيعت انسانهاست كه در برابر انتقادات حالت تدافعي بگيرند ، حتما خود شما نيز همين طور هستيد.
به جاي استفاده از نظرات شخصي از استدلال و منطق استفاده كنيد: هر نوع انتقادي معمولا با يك مشكل مواجه است كه ميتوانيد آن را از بين ببريد. فقط بايد هميشه به خاطر داشته باشيد انتقاداتي كه بر پايه دليل و برهان باشند ، كمتر مورد بحث قرار ميگيرند. دفاع در مقابل منطق و برهان براي همه دشوار است. پس به جاي دخالت دادن نظرات شخصي خودتان بهتر است از دلايل عقلي استفاده كنيد تا تاثيرگذارتر باشد.
براي جواب گرفتن بايد فرصت بدهيد: بهتر است بين طرح انتقادات خود كمي سكوت كنيد تا فرد مقابل نيز فرصت دفاع از خود را پيدا كند. بايد به او اجازه دهيد براي كار خود توجيه بياورد. اين كار باعث ميشود كه او توجه بيشتري به انتقادات شما ابراز كند و دستپاچه نيز نشود.
منبع : تبیان
عزت نفس و فروتنی دو جانب سکه ی شخصیت اند. شما زمانی می توانـید
صادقانه خود را دوست بدارید که در اعماق قلبتان اطمینان داشـته باشید که
به راستی در کاری که انجام می دهید مهارت دارید.
برتری شخصی برای داشتن شخصیت سالم حیاتی است. تـک تک کارهایی
که با مهارت انجام می دهید،عزت نفستان را بالا می برد احساس بهتری به
خودتان کسب می کنید.حتی اعتماد به نفستان آنقدر بالا می رود که به فکر
انجام دادن کارهای مهم تری می افتید.
شما برای رســــیدن به تمامی توانایــــی های بالقـوه تان، نیاز به شهامت و
اعتماد به نفس دارید.موفقیتهای بزرگ نیازمند میل و رغبت مداوم برای خروج
از قلمرو خوش خیالی و شکستن پیوندهای احسـاس و درماندگــی آموخته-
شده است که بسیار باز دارنده اند.
هر قدر عزت نفستان بالاتر باشد، شما مصمــم تر، مثبــت تر و تواناتر خواهید
بود. هر قدر بیشترخودتان را دوست بدارید،تمایل بیشتری به قبول مخاطره ها
خواهید داشت. و هر قدر در رشـته تان بهـــتر شوید، در هر زمینه ی دیگری از
زندگی تان هم قوی تر خواهید شد.
منبع: کتاب فکرتان را عوض کنید و همراه با آن زندگی تان را/برایان تریسی

تازه چند سال پیش بود که فهمیدم چقدر توی حرف دیگران می دوم یا جمله شان را تمام می کنم. کمی بعد از آن بود که متوجه شدم این عادت تا چه اندازه به احترام و محبتی که از طرف سایرین دریافت می کنم لطمه وارد می کند و چه انرژی زیادی به مصرف می رسانم تا در آن واحد داخل در کله باشم!
یک لحظه درباره اش فکر کنید.وقتی کسی را دستپاچه می کنید، حرف کسی را قطع می کنید، یا جمله ی کسی را تمام می کنید،مجبور هستید که نه فقط خط سیر افکار خودتان را دنبال کنید بلکه باید مسیر فکری شخصی را هم که حرفش را قطع کرده اید نگه دارید.این تمایل(که بین مردم پرمشغله بسیار رایج است) هر دو طرف را تشویق می کند و به مکالمات و افکارشان سرعت بدهند و در اثر آن ، هر دو عصبی، زودرنج و ناراحت شده، درست و حسابی خسته و فرسوده شوند.
این مسأله باعث بسیاری از بگو مگو ها و جرّ رو بحث ها هم هست، چون اگر یک چیز وجود داشته باشد که باعث رنجش و دلخوری همه بشود، آن گوش نکردن به حرف کسی است که با ما مشغول صحبت است. شما چطور می توانید وقتی به جای کسی در حال صحبت کردن هستید، واقعا به حرف های او گوش کنید؟
زمانی که کم کم متوجه می شوید شما هم توی حرف دیگران می دوید، خواهید دید که این تمایل موذی چیزی نیست جز یک عادت معصومانه که برای شما غیرقابل رؤیت شده است. این خبر خوبی اشت، چون به این معنا است که همه ی کاری که واقعا باید بکنید این است که هر وقت فراموش می کنید، مچ خوتان را بگیرید.
به خودتان یادآوری کنید( در صورت امکان قبل از شروع صحبت) که باید صبور باشید و منتظر بمانید. به خوتان بگویید قبل از آنکه نوبتتان بشود به دیگران اجازه خواهید داد صحبتشان را به پایان برسانند. بلافاصله متوجه خواهید شد که در نتیجه ی عمل به این دستور ساده، چقدر رفتار متقابل افرادی که در زندگی شما هستند بهبود خواهد یافت.مردمی که با شما در ارتباط هستند وقتی احساس کنند حرف هایشان شنیده شده و به حرفهایتان گوش داده اند، در کنار شما احساس آرامش بیشتری خواهند کرد. شما هم متوجه خواهید شد که وقتی حرف دیگران را قطع نمی کنید چقدر آرام تر هستید، قلب و نبضتان آرام تر می زند و به جای دویدن در حرف های دیگران از گفت و گوی خود لذت خواهید برد. این راه آسانی است برای آنکه شخص دوست داشتنی و آرامی شوید.
از کتاب زندگی یک فوریت نیست/ریچارد کارلسون
کسی در دنیا نیست که از مشکلات و اضطرابها سهمی نداشته باشد. وقتی در زندگی با مشکلات رو به رو می شویم، همیشه می پنداریم که خداوند ناعادلانه ما را برگزیده است. ما، از سر جهل، احساس می کنیم که بیش از دیگران با حوادثی اندوهبار مواجه می شویم. ما لحظه های پر از شادی و توفیق هایی را که از سر گذرانده ایم، به فراموشی می سپاریم.
نگرانیها نتیجه ی تعبیر ماست از حوادثی که اتفاق می افتد. اگر آن را با دیدی مثبت تعبیر کنیم، می توانیم از این تجربه برای آموختن و رشد کردن بهره گیریم. اما اگر آن را به گونه ای منفی تعبیر کنیم، احساس خواهیم کرد که بر اثر این ماجرا مغلوب شده ایم.
قدرت مثبت اندیشی می تواند به ما کمک کند که با آرامش بر مصیبت چیره شویم در حالی که نگرش منفی می تواند شادمانی ، عزت نفس و خوشبینی ما را برباید.
وقتی پیتر ، با وجود آمادگی کامل، نتوانست در کنکور موفق شود، امیدش را از دست نداد.برای کالج مهندسی محلی تقاضانامه پر کرد و پذیرفته شد.پس از آن با جدیت کوشید و به توفیق دست یافت.آن گاه در مصاحبه ی دانشگاه پذیرفته و زندگی اش ساخته شد.
افراد دارای ذهن مثبت به گونه ای دیگر فکر می کنند. وقتی دری بسته می شود، آنان به دنبال پنجره می گردند؛ همین موضوع است که تفاوت ها را ایجاد می کند.
هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه...

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده. 
گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.

تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه. 
آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه.. 
Sweet potatoes (چغندر )شبیه لوزلمعده هستش که باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود.
زیتون به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند.

کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد.امروزه تحقیقات نشان داده است که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست.و باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد
مثلا كلمه سبز كه به رنگ آبي نوشته شده بايد بگوييد آبي
سبز زرد قهوه اي صورتي آبي سبز زرد قرمز سفيد
قرمز سفيد آبي نارنجي مشكي سبز بنفش مشكي
می دونین چرا آدم قاطی می کنه؟؟
ون سعی می کنه رنگ رو ببینه و سمت چپ اصرار داره رنگ رو بخونه!
شکیبایی خصوصیتی است که از دل سرچشمه می گیرد و با تمرین حساب شده و آگاهانه می شود آن را به میزان زیادی تقویت کرد و توسعه داد.
یکی از راه های موثری که من به عمیق تر کردن بردباری پیدا کردم، گذاشتن دوره ی تمرین واقعی است، یک دوره ی زمانی که در ذهنم برای تمرین هنر شکیبایی در نظر می گیرم.خود زندگی کلاس درس می شود، و شکیبایی برنامه ی درسی آن.
می توانید از پنج دقیقه شروع کنید و قابلیت خودتان را به مرور افزایش دهید. به خوتان بگویید:« بسیار خوب، در طول پنج دقیقه آینده، به خودم اجازه نخواهم داد از هیچ چیز عصبانی و ناراحت شوم.»
آنچه کشف می کنید، حقیقتا حیرت انگیز است.تصمیم شما در بردبار بودم مخصوصا آنکه بدانید برای مدت کوتاهی است فوراً قابلیت شما را در بردباری افزایش می دهد و تقویت می کند. شکیبایی از جمله خصوصیات ویژه ای است که خود سبب موفقیت خود می شود. وقتی مسافت کوتاهی را طی کنید و به نقطه ای برسید_پنج دقیقه بردباری موفقیت آمیز_ در خودتان این قابلیت را می بینید که حتی برای مدت زمان بیشتر بتوانید آدم صبوری باشید. در طول زمان، حتی ممکن است یک آدم صبور و بردبار بشوید.
من چون صاحب بچه های کوچک هستم، امکانات زیادی برای تمرین بردباری در اختیار دارم. برای مثال، یک روز که سعی دارم چند تا تلفن مهم بزنم و هر دو دخترم مرا زیر رگبار سؤال گرفته اند به خودم می گویم، حالا وقت خوبی برای صبر کردن است. می خواهم تا نیم ساعت آینده تا جایی که ممکن است صبور و بردبار باشم( می بینید، من خیلی کار کرده ام، به نیم ساعت رسیده ام)! . از شوخی گذشته ، واقعا مؤثر است و در خانواده ما تأثیر داشته است.وقتی خونسردی ام را حفظ می کنم و به خودم اجازه نمی دهم که عصبانی و ناراحت شوم، می توانم آرام،اما محکم،رفتار بچه هایم را به سمتی بکشانم که به هنگام برآشفتگی و عصبانیت امکانش وجود ندارد و آنقدرها مؤثر نیست. عمل ساده ی جهت دادن فکرم به سمت شکیبایی، اجازه میدهد که در لحظه ی حاضر باقی بمانم و آن طور که در حالت خشم و عصبانیت پیش می آید به این فکر نکنم که تا به حال چندین بار اینطور شده است و احساس نکنم که قربانی شده ام. مهم تر اینکه احساس شکیبایی من اغلب مسری است. به بچه ها سرایت می کند و بعد خودشان، به این نتیجه می رسند که ناراحت کردن پدر تفریحی ندارد.
صبوری به من اجازه می دهد وسعت نظر و روشن بینی ام را حفظ کنم. حتی در میانه ی یک موقعیت دشوار ، می توانم به خاطر بیاورم که چه چیزی در مقابلم قرار گرفته است_ مبارزه ی موجود _ مسأله ی مرگ و زندگی نیست، بــلکه مانع کوچکی است که باید به سادگی با آن کنار آمد. بدون بردباری، همین سناریو می تواند به وضع اضطراری فوق العاده ای که داد زدن، خشم، احساسات جریحه دار شده و فشار خون بالا آن را تکمیل می کند تبدیل شود که واقعا ارزشش را ندارد. اگر لازم است با بچه ها، رئیستان، یک آدم بدقلق یا موقعیت نا مناسب کنار بیایید، در صورتی که نمی خواهید " از کاه کوه بسازید" تقویت و توسعه سطح بردباری می تواند شروع خوبی باشد.
از کتاب: زندگی یک فوریت نیست/ریچارد کارلسون
<استفاده از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد>
راهيان موفقيت ؛سلام
يكي از اشكالات يا به عبارتي انحرافاتي كه مشتاقان موفقيت پس از مطالعه كتب يا شركت در سمينار هاي موفقيت به آن دچار مي شوندًٌُْ فراموش كردن نقش اساسي« اراده خداوند» در رسيدن به اهداف است.
روزي فردي به من گفت كه مدتي است احساس مي كند اعتماد به نفس بالايي پيدا كرده و با استفاده از قدرت جسمي و ذهني خود مي تواند به اهدافش برسد و زياد به انجام فرايض ديني و ارتباط با خدا و دعا كردن نيازي ندارد.
به او گفتمْ مورچه اي را در اتاقي بزرگ تصور كن. آيا به راحتي و با اراده خود مي تواند به هرجايي برود؟ گفت: بله’ گفتم درست است كه مورچه مختار است اما فقط در فضاي اتاق اختيار دارد و مجبور است به بيرون نرفتن از اين فضا.
انسان نيز همين گونه است. گرچه فضاي ذهني و اهداف خود را بزرگ مي داند و در حيطه هايي مختار است اما در حيطه هاي بزرگتر محدود و مجبور است.گفت: حيطه هاي بزرگتر يعني چه؟!
گفتم” اراده خداوند” .آيا آيات 22 و 23 سوره كهف را مي داني؟!.گفت:نه.گفتم: خداوند مي فرمايد:« هرگز مگو فردا اين كار را خواهم كرد‚مگر اينكه بگويي: اگر خدا بخواهد.»
در عين حال لازم است بداني كه اراده خداوند در جهت خير و صلاح ماست‚ چراكه در آيه ي 216 سوره ي بقره مي فرمايد:« چه بسيار چيزهايي كه از آن بيزاريد‚ اما به نفع شماست و چه بسيار چيزهايي كه دوستشان داريد‚ اما به ضرر شماست.»
مانند پدري كه اجازه مي دهد به فرزندش آمپول يا سرم بزنند{ عليرغم ميل كودكش} حتي اگر فرزندش با پدر بداخلاقي كند‚ پدر به دليل محبت زيادش نسبت به فرزند خود‚ بداخلاقي او را به جان مي خرد و از قدرت خود براي چيزي كه به نفع فرزندش است بهره مي گيرد.
آري عزيزان! يادمان باشد كه بايد براي رسيدن به آرزو ها بايد افكار؛ گفتار و كردارمان را مثبت كنيم و تمام تلاشمان را براي رسيدن به ” موفقيت ” مصروف داريم. اما اگر عليرغم انجام موارد فوق و حتي پس از بازنگري در آن ها و انجام اصلاحات لازم باز هم به نتيجه نرسيديم؛ آيه 216 سوره ي بقره را به خاطر بياوريم. تذكر مهم اينكه زماني بگوييم ” خدا نخواست” كه تمام تلاش جسمي و ذهني خود را انجام داده باشيم و كار تمام شده باشد و ديگر كاري از دست ما برنيايد.
بارالها! شجاعتي عطا فرما كه تغيير دهيم؛ آنچه را كه تغيير پذير است. آرامشي عطا فرما كه بپذيريم آنچه را كه تغيير ناپذير است و فهم و دانشي كه بين اين دو فرق گذاريم.
التماس دعا
دكتر مرتضي احمدي منش
صاحب امتياز و مدير مسئول مجله راه موفقيت
عضو تعوني مطبوعات كشور
عضو انجمن مديران مطبوعات كشور
بنيانگذار و رئيس انجمن ايرانيان موفق
موسس و رئيس هيئت مديره موسسه خيّرين كارآفرين

اگر فردی در یک مورد دروغگو از آب درآمد بهتر است صحت دیگر اظهارات وی را نیز مورد بررسی قرار دهید.
فرض کنید که می خواهید از نمایشگاه یک اتومبیل بخرید و فروشنده به شما می گوید که باید عجله کنید زیرا دو مشتری دیگر خواهان این اتومبیل هستند و این تنها اتومبیل از این مدل است که برایشان باقی مانده.
در این حالت به او بگویید:« شنیده ام که این مدل، افت قیمت کمتری نسبت به سایر مدل ها داره، اینطور نیست؟» یا« به طوری که شنیده ام خیال دارن قیمت مدل سال آینده رو به طور قابل توجهی افزایش بدن.»
یک فروشنده ی صادق نسبت به این اظهارات ، اظهار بی اطلاعی می کند. اما اگر به سرعت اظهارات شما را تایید کرد به معنای این است که او برای فروش از هیچ دروغی رویگردان نیست_ و در واقع به این معناست که او مشتری دیگری برای اتومبیل مزبور ندارد.
در صورت امکان تحقیق کنید که آیا این شخص به دروغگویی شهرت دارد؟ صداقت، یک عملکرد شخصیتی است و شخصیت چیزی نیست که به سادگی عوض شود.
از کتاب: هوشیار باشید و فریب نخورید

یکی از روشهایی که قدرت حل مشکلات را در شما تقویت می کند و خلاقیتتان را ظاهر می سازد، فکر کردن روی کاغذ است.چند دقیقه ای را صرف کنید و از خودتان بپرسید:« دقیقا مشکلم چیست؟» سپس پاسخ را با تمامی جزئیات آن روی کاغذ بنویسید.
سپس سوال کنید:« دیگر چه مشکلی دارم؟» مراقب مسائلی باشید که تنها به یک شکل تعریف می شوند. بدترین کاری که ممکن است انجام بدهید، حل مشکل اشتباهی است. هر قدر بتوانید مشکل را به شکل های مختلف تعریف کنید، امکان یافتن راه حل مناسب بیشتر خواهد بود.
مشکلات و مبارزات و یا عواملی را که شما را عقب می کشند، روی کاغذ بیاورید. همان طور که در علم پزشکی گفته شده است،« تشخیص درست نیمی از درمان است.»
گه گاه، زمانی که شروع به تعریف مشکلی می کنید، عملا آن را به صورت "مشکلی خوشه ای" می یابید؛ مشکل بزرگی که با مشکلات کوچک محاصره شده است. بسیاری از مشکلاتی که با آن ها روبه رو می شوید، مرکب از چندین مشکل کوچک ترند. اغلب در موقعیت های دشوار، یک مشکل بزرگ وجود دارد که باید حل شود، قبل از آنکه مشکلات کوچک تر راه حلی بیابند.
بهترین روش برای چنین موقعیتی ، تعیین مشکل اصلی و سپس تک تک مشکلات فرعی است. گه گاه حل بخشی از یک مشکل، به حل تمامی مشکل منتهی می شود.
منبع:فکرتان را عوض کنید و همراه با آن زندگیتان را/برایان تریسی

سرگرمیها شکافی را در زندگی مان پر می کنند که سرور و خرسندی در آنجا پنهان می مانند. وقتی ما کاری انجام می دهیم که به ما خشنودی و رضایت خاطر می بخشد، فشار روحی مان مهار می شود و شکوفایی عاطفی ناشی از چنین کارهایی به شادمانی عظیم می انجامد. برای مثال، شخصی که نقاشی را دوست دارد و برای انجام دادن این کار وقت پیدا نمی کند، بی تردید کم و بیش احساس ناخرسندی می کند. اما اگر او هر دو هفته ، دو ساعت وقت بگذارد که از سرگرمی اش لذت ببرد، آیا حس رضایت وافر و سرور پیدا نمی کند؟
هر کار مبتکرانه ای که انجام می دهیم، روحمان را تعالی می بخشد. موسیقی سنتی، نقاشی، نواختن یکی از سازها_ همه ی اینها کارهایی معنوی هستند که آرامش زیادی به ذهن می دهند. وقتی می خوانید یا می نویسید، در دنیای هنر و خلاقیت غذق می شوید و از کارهای یکنواخت و فشار روحی زندگی در دنیای پر جوش و خروش امروز فاصله می گیرید.
سرانجام اینکه، وقتی از زندگی فعالانه کناره می گیریم و هیچ کاری برای انجام دادن نداریم، احساس درماندگی می کنیم. اما اگر چند ساعتی را برای کارهای مبتکرانه مان کنار بگذاریم، می توانیم گنجینه ای از علایق فراهم کنیم که وقتی زمان مناسب فرا رسد، در کنارمان خواهد بود.
سرگرمی می تواند مشغولیتی مثبت برای ما فراهم آورد.
از کتاب نردبان زندگی

حتی علیرغم آنکه روابط عمومی سازمانها وموسسه ها و شرکتها، شرایطی را برای استخدام در نظر می گیرند؛ تقریبا همه چیز، در مصاحبه حضوری تعیین کننده است. ارتباط موثر و صمیمانه شخصی که جویای کار است حتی ذهنیت مدیر عامل رااشغال می کند. تحصیلات، سابقه کار، ضامن و معرف و ... همه و همه، متاثر از ارتباط اولیه است. ارتباطی صمیمانه، با نفوذ و تاثیر گذار.
دکتر اسبورن در کتاب پرورش خلاقیت خود، ایجاد یک ارتباط صمیمانه را یک برخورد خلاق می داند که شخص را تکامل می دهد.
آنتونی رابینز در کتاب خود، ماجرایی را شرح می دهد که مضمون بسیار جالبی دارد: از ده نفر می خواهند که به ایالتهای دیگر بروند و بدون آشنا، پارتی، ضامن و معرف و حتی کارت شناسایی از بانک آن ایالت وام بگیرند و از این عده تنها یکی دونفر که قادر بودند ارتباطی صمیمانه و تاثیر گذار، برقرار کنند؛ موفق می شوند.
ارتباط صمیمانه، شما را سریع تر و راحت تر به هدف می رساند
نیازهایتان را برآوده می کند.
شما را در پرتو پیشنهادهای جالب توجه قرار می دهد.
شما را دوست داشتنی تر و خواستنی تر می کند.
شما را موثرتر، مفیدتر و با نفوذتر می کند.
و ... ادامه دارد
برگرفته از صمیمیت ، تاثیر گذاری و نفوذ - م حورایی

1. بر سكوت متمركز شوید، هنگامی كه سكوت فرا رسید ، در آن زندگی كنید. بكوشید به هرجا كه می روید ، پیك آرامش باشید. مردمان سخت كوش ، هرگز به كار بیهوده و آنچه سرگرمی است نمی پردازند. با این همه بدانید، زمانی كه به كار سرگرم كننده روی می آورید ، زمانی است كه تباه نمی شود.
2. همیشه تمایل بر این است كه در دگرگونی های زندگی ، بر رویدادی آزار دهنده متمركز شویم. از استرس های خویش هراس مكنید و گاه تغییرات را بپذیرید.
3. زیباترین ظرف میوه خوری را پر از میوه كنید ، خوردن میوه استرس را كاهش می دهد. با خوردن میوه بیشتر، احساس آرامش می كنید.
4. هر كاری را ده دقیقه زودتر آغاز كنید، این كار به ویژه در سفر، شما را از استرس دیر رسیدن دور می كند. در این راه ده دقیقه آرام در اختیار شماست. ده دقیقه پیش از آن كه دل مشغولی بعدی فرا رسد.
5. بدترین تشویش ها با آینده پیوند دارد ، تشویش به مشكلی كه هنوز فرا نرسیده است. به اینك و حال بیندیشید و از استرس دوری جویید.
6. در برخورد با مردمان و رویدادها تمرین كنید تا بهترین را ببینید. با این كار از بدبینی ، دور و مثبت گرا می شوید. مثبت گرایی و خوش بینی به آرامش می انجامد.
7. در اتاق خود آیینه ای بزرگ و زیبا بیاویزید، به هنگام ملال روبروی آن بایستید، به خود نگاه كنید و لبخند بزنید. حاصل این كار آرامش است.
8. برتر بودن را به دیگران وانهید و از پیامد آن شگفت زده شوید. از آن چه هستید خشنود باشید. گاه این كار، تن آرامی شما را بیشتر می كند.

9. دریغ بردن بر گذشته نابخردانه است. گذشته فقط در خاطر شما است. توجه بدین واقعیت شما را آرام می كند.
10. آرامش را از كودكان بیاموزید. ببینید آنها چگونه از هر لحظه خویش لذت می برند. همچون كودكان باشید و به آرامش دست یابید.
11. به اندیشه های آرام بخش روی آورید؛ صحنه های آرام بخش را تصور كنید ، نوایی آرام بخش را به خاطر بیاورید و ببینید چگونه دگرگون می شوید.
12. بی نظمی های فیزیكی تنش آفرین است، آشفتگی زدایی راهی است به آرامش.
13. پرنده ای زیبا یا حیوانی كوچك را در خانه نگه دارید. بدو مهر بورزید و از این راه ، دست یاری برای راهیابی به آرامش بیابید.
14. احساس ناخوشایند به دیگران، شما را آزار می دهد نه دیگران را. به خاطر آرامش خویش بخشنده باشید.
15. گاهی با خویش خلوت كنید. در را ببندید و به نیازها و مسئولیت های خویش بیندیشید؛ هر روز دست كم زمانی را صرف این كار كنید.
منبع:تبیان

1. زندگی و هر مسئله كوچكی را آنقدر جدی تلقی نكنید، هر چند وقت یك بار زندگی را شوخی بگیرید و با سرزندگی و سبكبالی با رخدادها برخورد كنید و بینید كه روز شما چقدر زیبا و شادی آفرین خواهد بود .
2. از رنج نهراسید ، شادی را جایگزین غم كنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید . شما به دنیا نیامده اید تا فضایی را اشغال كنید .
3. دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه تر كنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.
4. در تمام مراحل زندگی مسئولیت كامل اعمالتان را برعهده بگیرید . ازاین كه دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید دست بردارید.
5. نگران نباشید كه مردم درباره شما چه فكر می كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمی كنند.
6. هنگامی آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید كرد كه بدانید كار درست را انجام می دهید، صرف نظر از این كه به چه قیمتی تمام می شود.
7. مردم گفته های شما را فراموش می كنند . آنها فقط به آنچه انجام می دهید توجه دارند.
8. آرامش فكری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه ریزی كنید.
9. از همین امروز تصمیم بگیرید كه یا از موقعیت هایی كه باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می شود دوری كنید و یا آنها را حل و فصل نمایید.
10. زندگی شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغییر دهید، زندگی تان متحول می شود.
11. تمام كسانی را كه تاكنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده اند ، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها كنید.
12. كنترل كامل پیام هایی را كه به ذهن خودآگاه خود راه می دهید در دست بگیرید.
20. هرگاه دلب

13. وقایع ، تعیین كننده احساسات شما نیست ؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقایع است كه احساسات شما را شكل می دهد.
14. هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید كرد.
15. هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.
16. بهترین عبارات برای حل یك اختلاف این است: " شاید من اشتباه می كنم". اغلب هم همین طور است ، این را باور كنید.
17. عادت قدر شناسی را در خود تقویت كنید. در زندگی شكرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی كه دارید باشید.
18. عمر كوتاه تر از آن است كه حتی لحظه ای از آن را برای انجام كاری كه دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف كنید.
19. حداقل همان قدر كه برای كارتان تلاش می كنید برای رشد شخصیت تان نیز تلاش كنید.
ستگی جدیدی پیدا كنید ، بر نیروی زندگی خود افزوده اید.
دیدن زیبایی خداوند در یک طلوع زیبا، در کوهی که قله ش پوشیده از برف است، در لبخند یک کودک سالم، یادر برخورد امواج با یک ساحل شنی کار آسانی ست.اما آیا می توانیم این تقدس را در شرایط زشت، درس های تلخ و دشوار عمر، حوادث غم انگیز خانوادگی، یا جدال به خاطر زندگی نیز پیدا کنیم؟

وقتی میل به دیدن تقدس در هر چیز زندگی ما را پر کند، اتفاق سحرانگیزی می افتد.احساس صلح و آرامش در ما شکل می گیرد و ما متوجه ابعاد دیگری در زندگی روزمره ی خود می شویم که سبب باروری روح ما بوده و راز آن بر ما پوشیده مانده است.وقتی به یاد داشته باشیم که اثر انگشت خداوند بر همه چیز است، این موضوع خودش به تنهایی باعث ویژگی آن می شود.
اگر این واقیعت معنوی را به هنگام درگیری با اشخاص پرتوقّع و سختگیر یا کشمکشٍ پرداخت صورت حسابها به یاد بیاوریم، دید ما وسعت بیشتری خواهد یافت. این کار کمک می کند به خاطر بیاوریم شخصی که با او سروکار داریم نیز مخلوق خداوند است یا اینکه علیرغم تلاشی که برای پرداخت صورت حسابهایتان انجام می دهید، همچنان این نوعی سعادت ایت که از عهده ی انجام این کار بر می آیید.
جایی در پشت ذهنتان، به خاطر بسپارید که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست. این واقعیت که ما نمی توانیم در چیزی زیبایی ببینیم معنی اش این نیست که در آن چیز زیبایی وجود ندارد.بلکه، به معنای آن است که با دقت کافی یا وسعت دید کافی به آن نگاه نکرده ایم.
از کتاب: زندگی یک فوریت نیست/ریچارد کارلسون
چکیده: مقدمات و شرایط اولیه لازم برای آغاز مطالعه چیست؟ چگونه میتوان پرورش مناسبی برای آغاز مطالعه یافت؟ برای مطالعه بهتر لازم است پاسخ مناسبی برای این پرسشها بیابید. مقدمات و شرایط اولیه لازم برای آغاز مطالعه چیست؟ آیا تا کنون دقت کرده اید که هر جلسه مطالعه شما چگونه شروع میشود؟
برای آنکه بتوانید بهتر مطالعه کنید، به نکات زیر توجه نمائید:
1- مکان مطالعه: دانش آموزان در خصوص مکان مطالعه عادتهای متفاوتی دارند. مطالعه در منزل، پارک و کتابخانه عمومی از رایج ترین مکانهای مطالعه محسوب میشوند. آنچه در این باره باید بدانید این است که محیط و مکان مطالعه علاوه بر داشتن شرایطی چون سکوت و آرامش، باید تا حد امکان ثابت و بدون تنوع باشد.
اگر میخواهید واقعا با تمرکز مطالعه کنید، باید سعی کنید که خود را به محیط یکنواخت و ثابت عادت بدهید.
بنابراین فضاهای عمومی مانند پارک برای یک مطالعه جدی، مکان مناسبی محسوب نمی شوند. تغییرات مکرر در دکور اتاق و یا مکان نیز - چون مخل تمرکز است - توصیه نمی گردد.

2- هدفمندی مطالعه: هدف مندی در مطالعه یعنی داشتن یک ذهنیت روشن و شفاف درباره اهداف، برنامهها و پیش بینی های لازم. این موضوع را از زوایای مختلف میتوان مورد بحث قرار داد. یک بعد مهم آن به نیات، ایده آلها و انگیزه های شما بر میگردد. بعد دیگر آن به آرامش ذهنی و نظم رفتاری شما مربوط است. مسئله دیگر این است که چقدر مهارتها و ظرافتهای لازم را در برنامه ریزی و به خصوص پیش بینی تغییرات به خرج دهید. یعنی اگر به دلیلی برنامه شما بهم بخورد چگونه مدیریت زمان میکنید.
3- آغاز هوشیارانه: هوشیاری یعنی داشتن یک آگاهی ارادی و به عبارت بهتر یعنی بیداری آگاهانه. بسیاری از ما به هنگام مطالعه بیداریم، ولی از هوشیاری لازم برخوردار نیستیم. برای داشتن هوشیاری لازم، وضو بگیرید، نیت کنید، برای یکی دو دقیقه چشمان خود را ببندید و افکارتان را بر روی کاری که میخواهید انجام دهید متمرکز کنید، مثل اینکه من در این لحظه با آمادگی کامل میخواهم مطالعه ام را شروع کنم. تمرین خودآگاهی و تقویت هوشیاری، کیفیت آغاز و ادامه را افزایش خواهد داد.
4- تفاوت های فردی: بر خلاف گفتهها و تبلیغات بعضی از مراکز، هیچ قانون کلی برای تعیین مقدار زمان لازم مطالعه وجود ندارد. چون افراد مختلف توان و حوصله و هوش متفاوت دارند. بنابراین مهم تر از آنکه ساعات مطالعه خود را افزایش دهیم، این است که از مطالعه مان - هر قدر هم اندک باشد - بهترین و بیشترین استفاده را ببریم. پس به جای مقایسه مقدار ساعات خود با دیگران، از زمانهای مطالعه خود به طور مطلوب استفاده کنید.
5 - برنامه ای برای افزایش ساعات: اگر میخواهید که ساعات مطالعه خود را افزایش دهید، دقت کنید که نباید عجله کرد. چون هر رفتار در طول زمان به وجود میآید، تغییر رفتار نیز نیاز به زمان دارد. عجله و دستپاچگی در افزایش زمانهای مطالعه به نتیجه ای غیر از آشفتگی و اضطراب نخواهد انجامید.
6- تعیین خط پایه: مبنای افزایش ساعات مطالعه، ارزیابی وضع فعلی و تعیین خط پایه است. این کار بسیار آسان است و میتواند توسط خودتان یا یکی از اطرافیان انجام گیرد. برای یک هفته یا ده روز نموداری رسم کنید که محور عمودی آن نشان دهنده دقایق و ساعات و بردار افقی آن نشان دهنده روزها باشد. در پایان روز آخر میانگین ساعات را محاسبه کنید. حال بر اساس توانایی های فردی خود و با یک روند منطقی در ماه اول 60 تا 90 دقیقه و در ماههای بعد به همین ترتیب ساعات بیشتری را به برنامه خود اضافه نمایید.

حضرت علی (ع) می فرمایند: « بر تو باد به اندیشیدن، زیرا که آن، هدایت از گمراهی و اصلاح کننده اعمال(از تباهی) است.»
هر انسانی در مغز خود دارای گنج های پر قیمت و گرانبهایی است که به وسیله ی فکر و اندیشه می تواند آنها را به دست آورد و از این گنجینه پر ارزش استفاده نماید.
برای ببه دست آوردن گنجینه های واقعی، باید در افکار و اندیشه های خویش غوطه ور شد.همانگونه که تمرینات جسمی ورزش بدن است و جسم انسان را پرورش می دهد، فکر و اندیشه مثبت، روح و روان را تقویت نموده و پرورش می دهد.زیرا تفکر یک نوع آموزش به ضمیر ناخودآگاه است.به وسیله ی تفکر، حالات باطنی تقویت می شود و قدرت های روحی انسان آشکار می شود.زیرا فکر پرورش دهنده و تکامل بخش روح است.
لا عِلمَ کَالتَّفَکَّرِ (هیچ علمی همانند تفکر نیست)(1)
در فکر ، نیروی جاذبه ای وجود دارد که شخص متفکر را با مساله ای که درباره آن می اندیشد، پیوند می زند و میان آنها ارتباط برقرار می کند.وجود این نیرو یکی از راز های مهم اهمیت فکر و اندیشه است.
در واقع تمام اعمال و رفتار و واکنش ما نسبت به مسائل مختلف و استعداد ها و توانایی های ما و ... تحت تاثیر و وابسته به تفکرات و طرز فکر ما می باشد. بنابراین باید سعی کنیم که تمام ذهن خودمان را از تفکرات مثبت پر کنیم تا در سرنوشت و نوع زندگی مان تاثیر مثبت و چشمگیری داشته باشد.
از فوائد دیگر تفکر سالم، افزایش ایمان و یقین انسان، می باشد. زیرا با تفکر در عالم هستی و مشاهده آثار و آیات روشن خلقت انسان پی به وجود آفریننده ی توانا می برد و با گشف اسرار هستی، صفات و ویژگی های خالق خود را بهتر درک می کند و تحولی عظیم در او به وجود می آید.
از کتاب تکنیک های طلایی/سید محسن مرتضوی

بسیاری از مردم از نوع عطسه کردن خود نزد دیگران خجل و شرمسار هستند. عطسه های بلند و پیاپی می تواند در جمع ، مزاحمت های گاه و بیگاه ایجاد کند، اما اکنون براساس مطالعات انجام شده از سوی برخی از دانشمندان و روانشناسان، معلوم شده که نوع عطسه انسان ها می تواند بازگوکننده ی شخصیت آنها باشد. این آزمایش ها شامل مطالعه برروی صداهای مختلفی است که مردم به هنگام عطسه کردن از خود تولید می کنند. همه می دانند که افراد به گونه های مختلف عطسه می کنند و شاید به همین دلیل است که هیچ دو نفری، شخصیتی مشابه ندارند. اکنون بگویید چگونه و با چه صدایی عطسه می کنید تا بگوییم البته تاحدی چه شخصیتی دارید و نکات پنهان آن چیست؟
.
.
.
.

سعی کنید به هیچ وجه کار امروز را به فردا موکول نکنید.امروز و فردا کردن نوعی عادت بد است که با رضا و رغبت در انسان ایجاد می شود.دراین راه اولین حرکت، بنابر خواست خود ما، و بر مبنای حس راحت طلبی مان شکل می گیرید و در مراحل بعد اندک اندک عمیق می شود و به صورت عادت در می آید.افرادی که در انجام کارها امروز و فردا می کنند، معمولا در خیال زندگی می کنند.مثلا فردی که دوست دارد پیاده روی کند اما هیچ وقت این کار را نکرده و در حالی که همیشه هم نقشه این کار را در ذهن خود دارد.
کار امروز را به فردا انداختن، شخص را در باتلاقی گرفتار می کند که قدرت تحرک را از او می گیرد.برداشتن این مانع بزرگ یکی از مهم ترین رموز شما به حساب می آید.پیامبر اکرم (ص): (از اهمال بپرهیزید و هرگز کار امروز را به فردا میفکن که تو برای امروز زنده ای نه برای فردا.)
منبع:کتاب می خواهم خوشبخت شوم